در این خشکسالی
که زمین تشنگی را فریاد می زند
کجاست بارانی تا جانها زنده گردند
در این آسمان ابری و افکنده از غبار
که دیدن را از ما ربوده است
کجاست آذرخشی که ما را بینایی دهد
چه آمده است بر این جانها !؟
که رو به کویرند
و از دریا استغاثه نمی کنند.
چه غریب شده اند آدمها
با نمازی که بارانی می کند دلها را !!
و آه از این همه غربت.
+ نوشته شده توسط فانوس در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت
20:17 |


