
رنج شکستن پوسته ای است که فهم و ادراک شما را زندانی کرده است .
چنانچه هسته باید نخست در دل خاک بشکفد تا راز دلش در آفتاب عریان شود شما نیز
باید که رنج شکفتن را تجربه کنید تا به شکفتن در رسید .
و شما اگر می توانستید با مشاهده ی اعجاز مستمر زندگی دلتان را از شراب اعجاب لبریز کنید
رنجهایتان کمتر از شادی هایتان شگفت آور نبودند .
و آنگاه می توانستید فصلهای گوناگون دل را چون فصلهای چهارگانه
که بر دشت و صحرای شما می گذرند پذیرا شوید .
و می توانستید با آرامش زمستان غم را تماشا کنید و بگذرید .
رنجهای شما بیشتر گزیده ی دست شماست .
و آن شربت تلخی است که طبیب درونتان برای نفس بیمار شما تجویز می کند .
از این رو به طبیب اطمینان کنید و داروی شفا بخش او را در سکوت و آرامش بنوشید
زیرا دست های او در عین سنگینی و خشونت
به دست لطیف و مهربان آن طبیب غیبی هدایت می شود .
و جامی که او تجویز می کند هر چند لبهای شما را می سوزاند ساخته از خاکی است که
آن کوزه گر پنهان به سرشک خویش سرشته است .
پیامبر ( جبران خلیل جبران )


