
+ نوشته شده توسط فانوس در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت
18:51 |

پر از غروب شده ام
باز کنید پنجره ها را
که آفتـــاب بروبد غبار آیینه ها را
.
.
در این سکوت لبالب به من باده بياور
به من که باختم امشب تمام قافیه ها را
.
.
امید داشتم اما شتاب حادثه نگذاشت
که وقف چشم تو باشم تمام ثانیه ها را
.
.
در این همیشه بی باده کجاست آتش فریاد
که تا همیشه بسوزد سکوت حنجره ها را
چه سرنوشت غریبی
بهار و فاصله و باغ
دلم گرفته برایت
دلم گرفته
برایت
.. .