
+ نوشته شده توسط فانوس در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت
9:45 |

موسی! چهل شب شد؛ تو سی شب وعده کردی
چشمم مُکَوْکَب شد؛ تو سی شب وعده کردی...
... موسی! بلا در خانه افتاده ست؛ برگرد
محصولِ حيرانيت بر باد است؛ برگرد
دستت تقلب؛ اژدهايت ساحری شد
شيطانمان هارون؛ خدامان سامری شد...
...هی محتسب! مستی مگر؟ بد می زنندم
گويا به جرم مستی ام حد می زنندم
گفتند: مستی تو! سيه مستی تو مسکين
علامةُ المهديِّ رحمٌ بالمساکين
هر شيعه ای اينجا نه مسکين؛ مستکين است
آقا! دل مردم؛ دل مردم غمين است
زنگار غم بر نقش بشکوه اوفتاده
صد تيشه بشکسته در کوه اوفتاده
شيرين؛ سيه عاشق؛ از اندوه اوفتاده
از خستگی فرهاد نستوه اوفتاده
فرهاد؛ کوهی مَردِمان خانه نشين است
آقا! دل مردم؛ دل مردم غمين است...
رضا امیرخانی