تبليغاتX
فانوس خیس عشق تو بلای دل درویش منست...بیگانه نمی شود مگر خویش منست...خواهم سفری کنم زغم بگریزم...منزل منزل غم تو در پیش منست

مشق می کنم خاطراتم را

دیدن و ندیدن را

شنیدن و نشنیدن را

گفتن و نگفتن را

زخم خوردن و شکستن را

سکوت را و فریادها را

بارها و بارها

و در پایان هر خطی بی قرارتر می شوم از گذشته

هرچند دستانم پرآبله اند اما

ننوشتن نتوانم

که زندگی مشق عشق است و دیگر هیچ

+ نوشته شده توسط فانوس در یکشنبه هشتم مرداد 1385 و ساعت 11:45 |

+ نوشته شده توسط فانوس در چهارشنبه چهارم مرداد 1385 و ساعت 17:30 |